تجلیل از نود و پنجمین سال تولد شخصیت برجسته دموکرات ومشروطه خواه افغانستان شاد روان برات علی تاچ


چند سخن درباره يكی ازشخصيتهای ملی ، دموكرات وترقيخواه افغانستان

بادرد ودريغ می توان افغانستان را گورستان آرمانها وآرزوهای دموكراتيك وترقيخواهانه به حساب آورد. از زمانه های دورتا به امروزبودند عناصر، شخصيتها ونيروهای كه به نحوی ازانحا درجهت نجات افغانستان ازعقب ماندگی وحشتناك ودردناك قرون وسطايی كاروپيكارنموده ومی خواستند كه دركشور نظام دموكراتيك كه برمبنای اصول دموكراسی وارزشهای اعلاميه جهانی حقوق بشر و حكومت قانون استوارباشد ايجاد گرديده واستحكام يابد. ولی دراثرتسلط استبداد وارتجاع داخلی ومداخله های استعمارخارجی به ثمرمطلوب كه همانا ترقی وانكشاف كشوردرتمامي ساحه های حيات ملی ، ايجاد واستحكام نظام دموكراتيك باشد نرسيد. انگاراين سرزمين سرزمين نفرين شده باشد ، درطول تاريخ اين سرزمين گرفتارجنگ ، قتل وقتال ، آتش وخون ، نفاق وشقاق ، نفرت وانتقام تخريب وعقب ماندگی بوده است وچی بسا خونهای ناحق كه درين سرزمين ريختانده شده وهمين اكنون می ريزد.
انبوهی ازفرزندان شايسته وطن برای نجات اين سرزمين ازين حالت وقراردادن آن درراه صلح ، ترقی وآزادی ازهيچگونه ايثاروقربانی دريغ نكردند ، مگراين سربازان راه صلح، ترقی وآزادی يا به شهادت رسيدند يا به زندانها پوسيدند، يا مجبور به مهاجرت شدند، يا تبعيد گرديدند ، ياخانه نشين شده تحت نظارت قرارگرفتند وياهم بد نام ساخته شده ويا مأيوس شدند.
تاريخ سياسی افغانستان اززمانه های دورتابه امروز شاهد اين مدعاست. اگربه تاريخ معاصرافغانستان از زمان مشروطه خواهان اول، دوم وسوم وجنبش دموكراتيك سالهای دهه شصت ميلادی تاكنون نظربيندازيم سخن همان است كه گفته شد.
اكثركسانی كه درين راه قربانی شدند ازفرزندان نخبه وازاهل انديشه وقلم افغانستان بودند ودرد جانكاه اين است كه بيشترينه ازين فداكاران وقربانيان ناشناخته مانده ودرباره شان توطيه سكوت به كار رفته است وهمانطور كه شايسته وبايسته شخصيت شان است به جامعه وتاريخ معرفی نشده اند. يكی ازين شخصيتهای برجسته زنده ياد برات علی تاچ است.
برات علی تاچ كه يك شخصيت دانا وآگاه بود ودرقطار پيش گامان مشروطه خواهان سوم قرارداشت برای استقرارنظام دموكراتيك شاهی مشروطه درايجاد سازمان سياسی به نام " جمعيت وطن " سهم فعال و شايسته خود را همراه با سايرهمرزمان خويش همچون ميرغلام محمد غبار ، ميرمحمد صديق فرهنگ ، فتح محمد فرقه مشر، عبدالحی عزيز ، محمد آصف آهنگ ، حُكم چند وجمع ديگری ازوطن خواهان باصداقت ادا كرد. جمعيت وطن ، نشريه يي را به نام " وطن " به حيث ناشرانديشه های خويش به نشرسپردند. برات علی تاچ دوشادوش همكاران وهمرزمان خويش درين پيكاروطن خواهانه يكی از نظريه پردازان اصول دموكراسی ومشروطيت بود.
اوكه دارای تحصيلات عالی در رشته اقتصاد وحقوق بود وبه صفت استاد درپوهنتون اين رشته ها را تدريس می كرد ، می توان گفت كه درتاريخ افغانستان يكی ازدانشمندانی است كه برای نخستين بار اهميت ونقش ماليه ومحصول وبودجه را دريك دولت مدرن مطرح نموده است كه نوشته هايش درنشريه " ثروت " كه ازطرف وزارت ماليه دران زمان نشر می شد بازتاب يافته است. برای شناخت كامل ودقيق برات علی تاچ كه تحصيلات عالی خود را در تركيه به اتمام رسانيده بود ، سمينارهايی نيازاست كه درين محفل يادبود وبزرگداشت كه به مناسبت نودوپنجمین سالگی تولدش انعقاد يافته است وهمهء سخنرانان درتحت فشار قيد زمان قراردارند نمی شود درتمام ابعاد اين شخصيت چند بُعدی به طورشايد وبايد روشنی انداخت. يكی ازكسانی كه می تواند به حيث شاهد عينی دربُعد كارهای سياسی و رزم و پيكارش درين جهت روشنی مفصل اندازد يكی ازهمرزمان نزديكش محترم آصف آهنگ است كه خوشبختانه ازنعمت زندگی هنوز برخوردار است ودر كانادا اقامت دارد.
آنچه من از مرحووم تاچ بخاطر دارم اين است ، زمانيكه او در جنب سايركارهايش رئيس شركت هزارجات نيز بود وتعميرشركت هزارجات درباغبان كوچه كابل قرارداشت ، من درنزدش رفتم تا مرا دريكی ازدفترهای شركت به حيث شاگرد مقرر نمايد ، وی كه مرد خوش چهره ، سنگين وجذاب بود وقتی خط مراديد مرا بسيار تشويق كرد ولی ازينكه درتشكيل گنجايش نبود نشد كه مرا مقرر نمايد. دران وقت دربعضی اداره ها به نام شاگرد هم كسانی را استخدام می كردند ويكصدوبيست افغانی ماهانه معاش می دادند واين شاگردان تجربه كارهای ميرزايی را می اندوختند تا بعد ميرزا مقرر می شدند.
خاطره ء ديگرم اين است زمانيكه وی درجمع ساير زندانيان سياسی بعد ازسقوط صدارت داودخان واعلام دموكراسی ازطرف پادشاه بعد ازده سال زندان ، درسال 1342 شمسی رها شده بود باجمع ديگربه ديدارش درمنزلش واقع كارته چهار رفتيم. وی كه ازچهره اش خستگی دوره طولانی زندان نموداربود و بيش ازسنش پير به نظر می آمد. شمرده شمرده سخن می گفت وهنوزهم از ارزشهای دموكراسی، حكومت قانون واتحاد ملی دريك رژيم سلطنتی مشروطه در شرايط افغانستان جانب داری می كرد. ما كه جوان بوديم وگرفتاراحساسات انقلابی شده بوديم با وی بحث های چپروانه می كرديم ولی اونصيحت گونه می خواست ما را درجهت فهم سخنان خودش بكشاند وازتجارب خويش مستفيد سازد وازافراط گرايی بپرهيزاند.
او می خواست خاطرات زندان وتجارب زندگی سياسي وانديشه های خود را برای ايجاد واستحكام يك نظام عادلانه ودموكراتيك درافغانستان به رشته تحرير بياورد ولی متأسفانه مرگ زود هنگام ومرموز وی ، اين فُرصت را از وی گرفت ومردم افغانستان از يك گنجينه علم وفرهنگ محروم شد.
هنوزپنجاوپنچ ساله بود كه گلهای زندگی پُربار وی درطی يك سفررسمی كه همراه با يك هيأت دولتی جهت بررسی احوال مردم ستمكش هزاره جات رفته بود پرپر شد وفرزندان زيبايش كه هنوزكودك بودند وسخت به محبت ومواظبت پدر نياز داشتند بازهم يتيم شدند.
وقتی شادروان براتعلی تاچ زندانی شد ، پسركوچكش همايون يك ساله بود ، شاه نور سه وتيمور پنچ. بعد از ده سال زندان كه پسرانش به سن ده وپانزده رسيده بودند ، تاچ وخانواده اش خيلی آرزو داشتند تا در كنار هم ازمحبت ونعمت خانوادگی برخوردار باشند، مگربا درد ودريغ كه چنين نشد. بار سنگين اين تراژيدی ومصيبت باز به دوش خانم شمسی بانوی سخت كوش ، مهربان ومترقی تاچ افتيد. اين مادر رنج ديده وصبور بازهم بدون شوهر ماند وبازهم بار مسووليت معيشت خانواده وتربيت فرزندان را به دوش كشيد. ولی باسخت كوشی وبا صبروحوصله مسووليت مادری را به حيث يك بانو آگاه ودانا ادا كرد وتوانست كه هرسه فرزندش تحصيلات عالی نمايد وبه مانند پدرشان ازآوان جوانی تاكنون درجنبش ملی و دموكراتيك افغانستان سهم شايسته وبا يسته شان را ادا كنند. همين اكنون همايون تاچ سالهاست كه مسووليت "انجمن دوستی افغانها" ونشريه "محبت " را به دوش دارد واين محفل بزرگداشت وياد بود، نيز به ابتكار وی منعقد شده است.

پسركوندارد نشان پدر ـ توبيگانه خوانش مخوانش پسر

روح زنده ياد براتعلی تاچ وبانوی رنج ديده اش شمسی تاچ را شاد می خواهيم وبرای خانواده اش موفقيتهای روزافزون !

كريم ميثاق

ادامه---->


بازگشت به صفحه نخست