تجلیل از نود و پنجمین سال تولد شخصیت برجسته دموکرات ومشروطه خواه افغانستان شاد روان برات علی تاچ


تاثيرمحيط اجتماعی وسياسی در ايجاد شخصيت وزندگی پر از مشكلات شاد روان برات علی تاچ، مبارز ديموكرات و مشروطه خواه معروف افغانستان


دکتور شاه ولی

امسال مصادف است بانودو پنجمين سال تولد و چهل ودومين سال درگذشت شادروان براتعلی تاچ مبارز ديموكرات و مشروطه خواه شناخته شده ای افغانستان. ما در شرايطی ازين شخصيت تاريخی خود تجليل بعمل می آوريم كه افغانستان روند دشوار اعمار ملت مدرن افغان را كه بگونه منظم و جدی ازطرف شاه امان الله با كسب استقلال سياسی آغاز شده بود بعد از طی سالهای جنگ مخرب و طولانی كه از خارج تحريك و تمويل ميشد، با حضور و كمك جا معه بين المللی از سر ميگيرد.
بنظر من سوال عمده در مورد اين شخصيت ملی ما در اين مجلس ياد بود اينستكه چه چيز او را برجسته و نمونه قابل تقليد برای ملت افغانستان و بخصوص جوانان افغان ميسازد.
ميدانيم كه شخصيت هر انسان تحت تاثير عوامل فطری وارثی و همچنان محيط اجتماعی شكل ميگيرد و رشد ميكند. سالهای جوانی زنده ياد تاچ مصادف است بسالهاييكه باشندگان زادگاه او دره تركمن و ديگر مناطق هزاره جات كه قبلاً از نظر سياسی و جغرافيايی در حاشيه قرار داشتند و تقريباً ازهمه ای مزايای تمدن محروم بودند با لغو بقايای نظام بردگی از طرف شاه امان الله تعلقيت خود را به ملت افغان بيش از پيش احساس نمودند و بپاس احسان شناسی به پيشگاه ميهن خود، به اين اّگاهی ملی رسيدند كه وظايف ملی خودرا بحيث يك شهروند مساوی الحقوق و وجايب نه رعيت و برده ، هم مانند ديگر افراد ملت قهرمان افغان با وفاداری انجام دهند. مثال عملي ای كه اين ادعا را ثا بت ميكند پشتيبانی جدی آنان از رژيم امانی بود. اما اين يك تصادف نيك بود كه شاد روان تاچ در زمان كودكی بكابل مها جرت كرد و فرصت بمكتب رفتن وتحصيل را يافت. در آن وقت به جز از مركز وچند ولايت محدود ديگر در سراسر كشور ازمعلم و مكتب خبری نبود و در واقعيت امر همهء مناطق مذكور گورستان استعداد های كودكان وجوانان كشور بود.
شادروان تاچ بحيث يك جوان با استعداد تحت تاثير آن احساسات اوج گيرنده ملی و وطن پرستی قرار گرفت كه بعد از كسب استقلال سياسی ودر جريان اصلاحات مدرن سازی افغانستان از طرف اعليحضرت امان الله سراسر كشور و بخصوص كابل مركز آن را فرا گرفته بود. اين احساس توام با استعداد فطری ازاو يك جوان كوشا ، مدبر، معقول و انسانی ساخت كه برای خود اهداف شخصی و اجتماعی وطنبرستانه تعيين و سپس آن را مجدانه و پيگيرانه تعقيب ميكند. همين خصوصيات به شاد روان تاچ كمك نمود كه راه درستی را در زندگی برگزيند اولاً در داخل و خارج كشور تحصيلاتش را پيروزمندانه به اتمام رساند و سپس به نيروی استعداد ، سعی و تلاش شخضی خودش را بحيث يك شخصيت علمی و سياسی وطنش تبارز دهد. او از اعماق جامعه محروم خود برخواست و بخاطر سعادت و خوشبختی آنان بحيث يك مبارز آگاه سياسی و ديموكرات پيگير و مشروطه خواه صادق وارد صحنه سياسی شد وسالهای طولانی و پر مشقت زندان استبداد را با روح تسليم نا پذيرسپری كرد و تا آخرين رمق حيات به آنان صادقانه خدمت كرد. او عملاً به اثبات رسانيد كه تنها به يك فاميل، منطقه و يا قوم منسوب نمي باشد بلكه فرزند وفادار ملت افغان است.
سالهای تحصيل شاد روان تاچ در تركيه از دو جهت بالای شخصيت سياسی او تاثيربجا گذاشت: اولاً رشته تحصيل او كه حقوق و علوم سياسی بود او را از نظرتيوريك با افكار و ايديولوژی های نو كه در اروپا و جهان متمدن مروج بود علماً از نزديك آشنا ساخت و به او افق ديد سياسی وسيع بخشيد.
ثانياً سال های اقامت او در تركيه مصادف بود بسالهای مدرن سازی اين كشور بوسيله مصطفی كمال اتاترك. اين مرد برجسته تاريخ تركيهء مدرن زمانی گفته بود كه هرگاه او قدرت ميداشت تركيه را با يك ضربه دگرگون ميساخت، بعد از اينكه در ۱۹۲۳كشورش جمهوری و او رئيس جمهور آن شد وعده خود را جامه عمل پوشانيد. وقتيكه در ۱۹۳۸ در گذشت تركيه واقعاً از هر جهت دچار تحول شده بود. شاد روان تاچ يقيناً در زمان اقامتش در آنجا عملاً از نزديك مشاهده كرد كه در تركيه چگونه از يك كشور اسلامی عنعنوی و استبدادی تو ـ سط اصلاحات از بالا يك جمهوری جوان و مدرن سر بالا كرد و نيرومند بپا ايستادُ جمهوريي كه با حفظ دين مبين اسلام بحيث دين رسمی مردم ، دين را از سياست و نظام آموزش و پرورش آن كشور جدا ساخت و با اين عمل خود ازمقابله دين و سياست جلو گرفت و راه را برای نيرومندی دين ونظام سياسی درموزات هم باز كرد. بايد گفت كه تركيهء نو به زعامت اتاترك افغا نستان را در سالهای سلطنت امان الله خان كمك كرد و اعزام محصلان افغان، از جمله شاد روان تاچ ثمرهء اين كمك ميباشد.
همهء اين تاثيرات از تاچ يك شخصيت مبارز و رزمنده سا خت كه توانست راه خود را در زندگی عملی سياسی بدرستی تعيين كند و اسيرهويت های محدود و تنگ نظری های سياسی نگردد.
در ماه می ۱۹۴۶ محمدهاشم صدر اعظم مجبور به استعفا گرديد و شاه محمود خان عم ديگر شاه بجای او مقرر گرديد. در تعقيب آن يك دوره ای امتحانی ديمو كراسی و اصلاحات از بالا آغاز شد كه بنام جنبش دورهء هفتم شورا ناميده ميشود. اين دوره گرچه با ادعا ها وعده های بلند بالا آغاز شده بود، در اخير ثور ۱۳۳۱ بدون موجب بعد از زندانی شدن بدون محاكمهء رهبران و فعالان اين جنبش كه عمدتاً مر بوط حزب خلق شادروان دكتور محمودی و حزب وطن شاد روان ميرغلام محمد غبار بود ، خاتمه يا فت.
شاد روان تاچ در بين پايه گذران حزب وطن يعنی ميرغلام محمد غبار ، سرور خان جويا، ميرمحمد صديق فر هنگ، فتح محمد خان مير زاد، نورالحق خان هير مندی و عبدالحی خان عزيز كه برای ديموكراسی و اصلاحات مبارزه ميكرد يكی از چهره های برجسته شد.
بنظر من شاد روان تاچ در سه مرحله حساس زندگی اش با اتخاذ تصاميم وطنپرستانه شايان تحسين و تكريم ميباشد، در مرحله جوانی وظيفه تحصيل كه از طرف وطن به او سپرده شده بود آن را با سعی و تلاش زياد پيروزمندانه بسر رسانيد و برای ادای دين بوطنش باز گشت تا صادقانه به آن خدمت كند. درمرحله پختگی درك كرد كه نميتوان در يك نظام كهنه بگونه فردی خدمت موثر انجام داد از اينرو بجنبش مشروطه خواهی و ديمكراسی پيوست. در مرحله سوم و اخير كه سالهای دشوار و پر از مشقت زندگی او در زندان استبداد بود از در سازش با استبداد پيش نيامد و بعد از مدت كوتاه از رهايی اش از زندان در راه آرمان خود جان سپرد. او طويل ترين مدت زندان را دربين اعضای رهبری جمعيت وطن سپری كرد كه همهء اينها به او برجستگی خاص ميدهد.
روانش شاد و يادش جاودن باد!

- دكتور شاه ولی

ادامه---->


بازگشت به صفحه نخست