پیام سلطان علی کشتمند سابق صدراعظم افغانستان
بمناسبت بزرگداشت از نود و پنجمین سال تولد شادروان برات علی تاچ
دوستان شرکت کننده در محفل:
بدینوسیله از برگزارکنندگان محفل بزرگداشت از سالگرد تولد زنده یاد برات علی تاچ که از این جانب نیز دعوت به عمل آورده اند تا در رابطه به شخصیت آن مبارز راستین راه آزادی و ترقی افغانستان سخن بگویم، سپاسگذاری ابراز می دارم. برای من مایه مسرت است که به خاطره ء گرامی آن رادمرد میهن پرست ادای احترام می نمایم و با استفاده از مدارک قابل اعتبار در بارهء شخصیت وی و همچنان خاطرات واپسین روزی را که نزدیک به ایشان بودم ، بازگو می نمایم.
همه می دانند که با برافتادن دوران حاکمیت پادشاه آزادیخواه افغانستان، شاه امان الله، بقایای مشروطیت دوم و آزادی خواهان دوران امانی سرکوب گردیدند و به گونهء فجیعی سر به نیست شدند. پس از آن برای مدتی در تحت فشار و پیگرد ارتجاع و استبداد خشن، مبارزه آزادیخواهانه مردم افغانستان که از سوی رزمندگان ترقیخواه روشنفکر به پیش رانده می شد، تا حدودی فروکش کرد. ولی با آن هم، همان گونه که شادروان میر غلام محمد غبار می نویسد: "پس از استقرار سلطنت نادر شاه در افغانستان مبارزات سیاسی ضد ستم و ارتجاع در برابر این رژیم فئودالی مطلقه آغاز یافت". (اثر معروف افغانستان در مسیر تاریخ، جلد دوم، ص۲۳۷)
همچنان بنابر پدید آمدن تغییرات اجتماعی- اقتصادی، گسترش مبارزات دادخواهان سیاسی در برابر استبداد خشن و طولانی و تشدید نارضایتی های مردم در درون افغانستان و رخداد تحولات عظیم در پهنه جهانی و تأثیر آنها بر اوضاع داخلی، حکومت استبدادی مطلقه محمد هاشم خان صدراعظم برافتاد و به جاگزینی وی، شاه محمود، عموی دیگر محمد ظاهر شاه، به عنوان صدراعظم تعیین گردید.
هیئت حاکمهء افغانستان برغم اینکه، به گونهء آزمایشی به دموکراسی مانور می نمود، اما جنبش نیرومند آزادیخواهانه با استفاده از همان امکانات محدود و گذرا، از سوی احزاب و سازمان های دموکراتیک آغاز گردید و به زودی فراگیر شد. در این مبارزه، نشرات و جراید مربوط به احزاب سیاسی و همچنان مبارزات معروف انتخاباتی و پارلمانی دوره هفت شورا و اتحادیه محصلان نقش بزرگی ایفا کردند.
در میان احزاب و سازمان های آن مرحلهء پر آوازهء تاریخ معاصر افغانستان، حزب وطن و حزب خلق و ارگان های نشراتی آن ها به نام های "وطن" و "ندای خلق" تحت رهبری شادروان میرغلام محمد غبار و شادروان دکتور عبدالرحمان محمودی از مواضع ترقی خواهانه و دموکراتیک ضد استبدادی و ضد ارتجاعی به دفاع قاطع خلق محروم افغانستان به مبارزه آزادیخواهانه و دادخواهانه برخاستند. در این میان، هسته مرکزی احزاب وطن و خلق بیشترین شمار نمایندگان رزمجوی ملیت ها و تبار های مختلف افغانستان آن زمان را پیرامون اهداف خود متشکل ساخته بودند.
بر طبق یادداشت های میر غلام محمد غبار در جلد دوم "افغانستان در مسیر تاریخ"، حزب وطن در ۱۶ جدی سال ۱۳۲۹ خورشیدی (مطابق به ۱۹۵۰ میلادی) در شهر کابل تشکیل شد و بنیاد گذاران حزب عبارت بودند از: میر غلام محمد غبار، سرور جویا، میر محمد صدیق فرهنگ، فتح محمد میرزاد، نورالحق هیرمند، برات علی تاچ و عیدالحی عزیز.
بدینگونه، شادروان برات علی تاچ نه تنها از بنیاد گذاران حزب وطن، بلکه به عنوان یک دانشمند مسایل سیاسی و اقتصادی، یک تن از مبارزان و فعالان نستوه جنبش دموکراتیک آن دوران و عضو شورای مرکزی و عضو هیئت عامل حزب وطن بود. هیئت عامل مرکزی به مثابه هسته رهبری حزب وطن متشکل از ده تن عبارت بودند از: میر غلام محمد غبار به عنوان رئیس و منشی عمومی حزب، میر محمد صدیق فرهنگی، برات علی تاچ، عبدالحی عزیز، محمد اکبر پامیر، علی احمد نعیمی، حاجی عبدالخالق، عبدالحلیم عاطفی، میر علی احمد شامل و علی محمد خروش.
اعضای رهبری حزب خلق شامل این شخصیت ها بودند: دکتور عبدالرحمان محمودی (رئیس حزب)، محمد نعیم شایان (منشی حزب)، مولوی خال محمد خسته، مولوی فضل ربی، عبدالحمید مبارز، دکتور عبدالله واحدی، محمد یوسف آیینه، نورعلم مظلوم یار، غلام احمد رحمانی، محمد طاهر محسنی، عبدالرحیم غفوری، محمد یونس مهدی زاده، دکتور نصرالله یوسفی، سید احمد هاشمی، محمد ابراهیم، حفیظ الله، عبدالرحیم نورزایی، دکتور عبدالاحد رشیدی، دکتور عبدالله رشیدی، برادران دکتور محمودی هر یک دکتور محمد رحیم محمودی، محمد عظیم محمودی و امان الله محمودی و چند تن دیگر از شخصیت های مبارز سیاسی و اجتماعی.
بر پایهء اهداف عمومی سیاسی احزاب دموکراتیک و ترقی خواه دوره هفت شورای ملی افغانستان (در اینجا بیشتر برنامه های احزاب خلق و وطن مطرح است) مبارزهء آگاهانه دهندهء فعال و پر تحرک در درون و برون پارلمان سازماندهی شده بود که به قرار زیر به آن ها، با استفاده از اصطلاحات و ترکیبات معمول امروزی (بدن تغییر ماهیت و مفهوم)، اشاره می شود:
- باور و تعهد به تمامیت ارضی و استقلال ملی کشور.
- تعمیم اصول دموکراسی در تمام عرصه های زندگی سیاسی و اجتماعی و تفکیک قوای ثلاثه دولت.
- برخورد آگاهانه به مسایل ملی و تلاش برای انحاد تمام ملیت ها، اقوام و تبار های گوناگون مسکون در افغانستان.
- تأمین حقوق ملی و شهروندی و آزادی های فردی و اجتماعی مردم و برابری همهء شهروندان در برابر قانون.
- تلاش برای رشد و توسعه آموزش و پرورش، فرهنگ های ملی و اقتصاد کشور و برابری زنان با مردان.
- جانبداری از تأمین عدالت اجتماعی، حقوق و منافع اقشار مختلف مردم اعم از دهقانان، کارگران، کارمندان، کودکان، زنان و معیوبین و معلولین.
- مبارزه در برابر فساد اجتماعی و علیه استفاده های ناجایز از دارایی های عامه.
- پابندی به صلح و امنیت جهانی و برقراری مناسبات دوستانه و برابر با تمام کشور های جهان بر پایه احترام متقابل و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر.
فقرات بالا فشرده ای از برنامهء حزب وطن را تشکیل می دهد و در برنامهء حزب خلق افزون بر آن به گونه ای و به شیوهء بیان دیگر به محتوی آنها اذعان گردیده است، از یک سو بر تبلیغ و تفهیم دین مبین اسلام به عنوان یگانه عوامل کامیابی و وفاداری به اساسات دموکراسی و مشروطیت شاهی اسلامی و از سوی دیگر بر تأمین عدالت اجتماعی و دموکراسی حقیقی به معنی حکومت خلق، توسط خلق و برای خلق، تأکید گردیده است. (افغانستان در مسیر تاریخ، جلد دوم)
نظریاتی وجود دارد مبنی بر اینکه با تذکراتی از شاهی مشروطه در برنامه ها و سیاست های برخی از شخصیت ها و احزاب سیاسی آن زمان، آن دوره را می توان به نام "مشروطیت سوم" نام نهاد. ولی در اسناد قابل اعتبار تاریخی کمتر می توان به این اصطلاح برخورد. به طور کلی در برنامه ها و سیاست های احزاب ترقیخواه آن دوره، از جنبش دموکراتیک مردم و مبارزه در برابر تبعیض و خرافات، ارتجاع و استبداد سخن به میان آمده بود که باید از سوی خود مردم به پیش برده می شد و نه اینکه صرف خواست گروهی از روشنفکران باشد.
با آنهم، بنا بر عقب ماندگی عمومی از لحاظ فرهنگی و اقتصادی، پائین بودن سطح آگاهی سیاسی و اجتماعی اقشار و لایه های اجتماعی پائینی و متوسط جامعه، استبداد سیاسی و مداخلات و پیگرد پولیسی از سوی هیئت حاکمه و کوتاهی عمر مبارزه در آن دوره، جنبش دموکراتیک از گسترش و ژرفای لازم در میان مردم برخوردار نگردید و تا حدود زیادی قشری باقی ماند.
چهارده تن از رهبران و فعالان طراز اول حزب وطن نیز بازداشت و زندانی گردیدند. از آن جمله پنج تن از اعضای رهبری آن حزب برای یک سال و پنج تن دیگر برای چهار سال زندانی باقی ماندند. سه تن از زندانیان حزب وطن، یعنی سرور جویا، برات علی تاچ و فتح محمد میرزاد (فرقه مشر) بیش از ده سال در زندان بسر بردند و از جمله شادروان سرور جویا، به عنوان یک تن از آگاه ترین و سرسپرده ترین مبارزان آن دوران، در سال نهم، در زندان وفات یافت. (افغانستان در مسیر تاریخ، ص۲۴۴ ).
قابل توجه است که افزون بر شادروان دکتور عبدالرحمان محمودی که پس از ده سال زندان پرمشقت و دو ماه پس از به اصطلاح آزادی پدرود حیات گفت، غالب آزادیخواهان دیگر که به لحاظ ملی هزاره و به لحاظ مذهبی شیعه بودند، بیشتر از همرزمان خویش سال های طولانی در زندان باقی ماندند و این نمونه آشکار هدف قرار دادن مشخص نمایندگان ملیت هزاره و تشیع بود و چنین سیاستی تبعیض آمیز و کینه جویانه به گونه ای تا سال های اخیر ادامه داشت.
در دوران حکومت محمد داود چهار تن از اعضای حزب وطن: حاجی عبدالخالق، میر علی احمد شامل، محمد آصف آهنگ و نادر شاه هارونی در سال ۱۹۵۷ زندانی شدند و تا پایان حکومت وی تا سال ۱۹۶۲ برای چهار سال در زندان باقی ماندند. آنان هیئت عامل موقتی حزب وطن را همراه با چهار تن دیگر از آزادیخواهان معروف: محمد اسلم اخگر، شیر محمد آسیابان، غلام حیدر پنجشیری و محمد طاهر غزنوی تشکیل نموده بودند. بدین قرار تقریباً تمامی اعضای رهبری حزب وطن یک دوره دشوار زندانی بودن را سپری کردند.
بدینگونه، شماری از زندانیان در نیمه حکومت محمد داود و شماری دیگر در سال پایانی حکومت وی از زندان رهایی یافتند. زنده یاد برات علی تاچ نیز پس از ده سال در پایان حکومت محمد داود از زندان آزاد گردید. وی مدتی پس از آزادی در پی تحمل دشواری های زندان استبداد در جریان یک مسافرت بسوی هزاره جات، زندگی خدرا پدرود گفت که روانش شاد باد!
در زمان حکومت دکتور محمد یوسف، هیئت بزرگی در تحت ریاست عبدالحی عزیز، وزیر پلانگذاری راه مسافرت بسوی هزاره جات را در پیش گرفت تا به اصطلاح دموکراسی تبلیغ گردد و از حال مردم آگاهی حاصل شود که تفصیل آن را در کتاب خاطرات خویش نوشته ام. من در آن سال ها که در وزارت معادن و صنایع کار می کردم، در جریان آن مسافرت با شادروان برات علی تاچ همراه و هم صحبت بودم. آنچه را در این رابطه در کتاب خویش یادداشت کرده ام، عیناً در اینجا یادآور می شوم:
"من نیز به حیث نماینده بخش صنایع و یک تن از نمایندگان ملیت هزاره جزء این هیئت بودم. همچنان برات علی تاچ، فرقه مشر فتح محمد، دکتور عبدالواحد سرابی و غلام علی معین معادن نیز به حیث نمایندگان ملیت هزاره و تشیع جزء اعضای هیئت بودند. ولی متاسفانه برات علی تاچ که یک تن از بزرگان و رهبران هزاره و یک تن از بنیاد گذاران حزب وطن، مبارز، دموکرات و آزادیخواه معروف بود، در نیمه راه مسافرت، در بهسود داعی اجل را لبیک گفت. برات علی تاچ به تازگی ها از زندان پر مشقت و طولانی رها گردیده و بیمار بود. این یک نمونه دیگر تبعیض آشکار در برابر هزاره ها و تشیع بود که شخصیت های سیاسی ایشان در حالیکه ( به اصطلاح) به عین "اتهام" زندانی می شدند، ولی چند مرتبه بیشتر از معیاد زندانی بودن دیگران در زندان باقی می ماندند (یادداشتهای سیاسی و رویداد های تاریخی، جلد اول، ص۱۰۷).
دوستان شرکت کننده در محفل :
من با ارسال این پیام به محفل بزرگداشت از نود و پنجمین سال تولد شادروان برات علی تاچ می خواهم بار دیگر مراتب احترام خویش را به خاطره آن شخصیت برجسته آزادیخواه ابراز بدارم و برای مجموعه آزادیخواهان و از جمله برای بازماندگان و خانواده ایشان پیروزی در پیروی از اندیشه و راه تابناک وی را به عنوان یک نمونه درخشان، آرزو نمایم.
سلطان علی کشتمند
لندن، ۲۴ فبروری ۲۰۰۶م
ادامه---->