از شماره یازدهم / دوازدهم

از مشاهیر هنر

استاد بهزاد چه وقت هنرش رنگ باخته

یادی از مانی ثانی

گل احمد شیفته

سال ۸۳۰ خورشیدی (۱۴۵۱ میلادی) در شهر باستانی هرات، جوار بازار سرپوشیده کودکی بنام کمال الدین به دنیا آمد. چون به مرز کمال رسید و فراگیری متداول را به سر آورد نام نامی بهزاد را برگزید.
کمال الدین بهزاد در دوران جوانی با استعداد جبلی خویش بزرگترین و معروف ترین نقاش و میناتوریست بی نظیر عصر خود شد و شهرتش تنها به محیط هرات نگنجیده، از ایران تا دور دست های دربار بابر شاه مغل، از کابل تا سرزمین پهناور هند رسید.
وقتی آثار ممتاز نقش و نگاری این صورتگر چیره دست را سلطان حسین بایقرا با دقت مشاهده کرد، می گویند، از جایش برخاست و ندا بر آورد که این کمال الدین را با اعزاز و حرمت نزد من می آورید. این زمانی بود که روزگاران پر فروغی به وسیلۀ تیموریان هرات بر فضای نورانی به زمینه های ادب، هنر های نقاشی، معماری، خطاطی، شعر و سایر پیشرفت های چشمگیر فرهنگی مسلط گردیده، جامی، شاهرخ و سلطان حسین بایقرا و امیر علی شیر نوایی و مشاهیر دیگری نمایان گران فرهنگی در این عصر بوده اند و شگوفایی هنر اوج پیما و آشکارا در هر گوشه محسوس می گردید.
بهزاد به محضر دانشمندان با آثار و نگاره های آفریده اش به مقام والایی نایل آمد. سلطان حسین میرزا، بهزاد را (مانی ثانی) می نامید و علی شیر نوایی، وزیر هنرپرورش، بهزاد را بسیار گرامی می داشت و استادی بی چون و چرای او نزد همگان زبان زد بود. کمال الدین بهزاد به استادی نگارستان هرات برگزیده شد و هنر میناتوری را به شاگردان نگارستان تعلیم داد و مهمترین آثار بهزاد زادۀ همین دوران است. بهزاد را عادت بر این بود که در پای هر پدیدۀ هنر نقاشی اش امضا می کرد. نوایی هرگونه وسایل نقاشی و انواع رنگ های مورد نیاز نگارستان را تا حد امکان تهیه کرده بود. استاد بهزاد علاوه بر آثارش دیوار ها و سقف یکی ار تالار های نگارستان هرات را به همراهی عده ای از شاگردانش، پوشیده از نگاره های میناتوری نموده بود که بنام (نگار خانه) یاد می گردید. دست کم پنجصد سال بعد از آن روزگاران یکی از پیروان مکتب بهزاد به نام استاد مشعل فرانمودی از چنین نگارخانه را به میناتوری های دیواری به وجود آورد که یا دریغ توسط یک عده فرهنگ ستیزان تخریب گردید.
بیشتر نقاشی های بی همتای استاد کمال الدین بهزاد تصویر صحنه هایی از کتاب های معتبر ادب فارسی را تشکیل می دهد. معمول بر این بود که نخست خطاطان خوش نویس آن زمان متن را می نوشتند، تذهیب کاران فاصلۀ خط ها را با طرح های گوناگون پر می کردند و سپس کار نقاش آغاز می شد و نقاش در قسمت هایی که برای همین منظور خالی مانده بود، تصاویری مطابق و همخوان با مطلب متن نقاشی می کرد.
یکی از معروف ترین شاهکار های کمال الدین بهزاد مجموعۀ شش صحنه نقاشی در کتاب بوستان سعدی است. نگارۀ بسیار پر ارزش دیگر استاد بهزاد نخستین تصویر در کتاب سلطان حسین بایقرا موجود است که نمایی از یک مجلس جشن و مهمانی در آن دیده می شود. در لابلای تصویر های این کتاب، بنا ها، مناظر دلفر یب طبیعی و صحنه هایی از زندگی روستایی به شیوۀ ریالیستیک و واقع بینی کم نظیری جلوه گر است. ناقدان و هنر شناسان، هنر ویژۀ بهزاد را در کار برد رنگ های درخشان می دانند. استاد بهزاد در کارش بیشتر به رنگ های به اصطلاح سرد تمایل داشته در مایه های سبز و آبی به گونۀ یک استاد بی همتا به طرح می پرداخت و به عقیدۀ دکتور پروفیسور عنایت الله شهرانی، هنر شناس افغانی به کار گرفتن رنگ های گرم، چون نارنجی و قرمز تند در آثار خود گویا تعادلی مطبوع ایجاد می کرده است. تناسب یک یک اجزای متن صحنه در تصاویر مزبور نیز در آثار بهزاد شگفتی انگیز است. نفاست در نقاشی، شاخه های پر شکوفه، نقش روی کاشی ها و فرش های زبر بافت پر از زیور، همه و همه نمایانگر سلیقۀ والای هنری و ظرافت بی مانند کار بهزاد شمرده می شود.
شاه اسماعیل صفوی پس از یک نبرد خونین و تصرف هرات در جملۀ غارت و دست آورد غنایم جنگی، کمال الدین بهزاد را که شهرتش در سراسر ایران هویدا شده بود، با خود به تبریز آورد. بهزاد به دربار شاه اسماعیل و بعد پسرش طهماسب مکلف شد تا به ادامه کار های نقاشی دربار بپردازد. بهزاد در تبریز ناگزیر بود آثاری خلق کند. در شیوۀ آزادگی خلاقیت هنری استاد بهزاد از آن به بعد یک خلأ جاری و ساری محسوس بوده و نبوغ آفرینش او سر در لاک فرو برد و تصاویرش رنگ و ریخت رسمی درباری به خود گرفت. و اما واقع بینی در هنر بهزاد بیشتر در تصاویری به چشم می خورد که تنها جنبۀ درباری ندارد و از زندگی مردم عادی سرچشمه می گیرد. چیزی که استاد بهزاد را از سایر نقاشان زمانش متمایز می گرداند نمای حالت کرکتری شیما ها در نگاره های او است. هر چهره، نمایۀ شخصیت و حالت خاص می باشد که بازتابی از زندگی و حرکت دارد و با صورت های عروسکی و یک نواخت صورتگران پیشینه از او فرق دارد.
نفوذ و تاثیر کمال الدین بهزاد در نقاشان بعد از او به طوری است که گاهی شناخت آثار او را دشوار می سازد. اکثر نقاشان معروف و سرشناس دوران صفوی ها در زمره شاگردان بهزاد بوده اند. یکی از شاگردان او بنام آقا میرک است که شیوه کار بهزاد را پیروی می کرد. از نقاشی ها و آثار مهم آقا میرک منجمله تصاویر کتاب معروف خمسۀ نظامی گنجوی است که در بین آن ها تصویر مراسم تاج پوشی خسرو پرویز، پادشاه ساسانی می باشد که خیلی شهرت دارد.
اینکه یک مجموعۀ ۲۵ صفحه یی نقاشی های میناتوری کمال الدین بهزاد مجلد با پوش چرمی چگونه و توسط چه کسی به محلی بنام غوربند ولایت پروان آورده شده و توسط یک تن از صاحب نفوذان آن ولایت به قیمت چهل و پنج هزار پوند سترلینگ به انگلستان فروخته شده و از پول آن در یکی از گوشه های معمور کابل چند عمارت ساخته شد، مساله یی است که به کلی در هالۀ ابهام قرار گرفته است. این مجموعه اکنون در موزیم هنری بریتانیا در میان ویترین شیشه یی نگهداری می شود. عده ای را نظر بر این است که شخص مذکور کار بدی انجام نداده است زیرا اگر این مجموعۀ بی نظیر به آرشیف ملی یا موزیم سپرده می شد ممکن بود در جمله سایر آثار پرقیمت سوخته و از بین برده می شد. از این رویداد حدود پنجاه سال سپری شده است.
چندی قبل یکی از تابلو های بسیار معروف و ارزشمند یک تن از نقاشان نامدار گذشتۀ کشور سویدن از موزیم به سرقت برده شد. وزیر فرهنگ سویدن در اعلامیه ای که پخش شد اظهار داشت، از کسانی که تابلوی معروف را سرقت کرده اند تقاضا برده می شود که لا اقل از این اثر به خوبی نگهداری کنند.
آرامگاه استاد کمال الدین بهزاد ملقب به مانی ثانی در دامنۀ یک تپه در شهر باستانی هرات قرار دارد و روی قبر با یک نوع سنگ مرمر تیره رنگ پوشیده شده و نوشته هایی شبیه به سبک معروف هفت قلم کندن کاری شده که یکی از آثار با اهمیت ولایت هرات محسوب می شود.
روان این هنرمند بی همتا شاد باد!


بازگشت به صفحه نخست